نارنج

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اولین پدر سوخته دنیا کی بود؟

 

رنگ پالتوی این خانمه چرا اینجوریه؟

 

چند تا چراغ الان روشنه تو این شهر؟

 

من کی به اینجا رسیدم؟

 

چرا اون دکتره اینهمه خره؟

 

چطوری دلشون می یاد؟

 

دم اولین چهار راه چقدر منتظر موندم؟

 

دمای هوا الان چند درجه سانتیگراده؟

 

این بچه هه چرا به آدم اینطوری نگاه می کنه؟

 

اولین دروغ رو کی گفتم؟

 

اون آقاهه چرا تو قطار همیشه خوابش می بره؟

 

چی می شه که یکی یه بلوز بنفش می پوشه با یه شلوار قرمز؟

 

این بابا داره به چه زبونی حرف می زنه؟

 

چی می شه که یکی می گیره یکی یو تا می خوره می زنه؟

 

تو دل این بچه داره چی می گذره؟

 

توی اون ظهر تابستون که اون نیم تنه سبزه تنم بود اون اتفاق چطوری تو من رخنه کرد؟

 

چی می شه که یکی به یه زبون دیگه حرف می زنه؟

 

فردا ناهار چی بخورم؟

 

من کی به اینجا رسیدم؟

 

ته اون نگاه چی بود؟

 

چرا جسد پسر این خانمه تو وینیپگ یازده روز از سقف آویززون موند و سیاه شد؟ چرا سیاه شد؟

 

چرا تو جشن تولد ها بادکنک باد می کنن؟

 

چرا بوی عدس سوخته می یاد؟

 

اگه از اونوری رفته بودم چی شده بود تا حالا؟

 

پوست دور یقه این خانمه مال کدوم حیوون بوده؟

 

من چه جوری به اینجا رسیدم؟

 

شب چه رنگیه؟

 

چی می شه که آدما وای می ایستن و از یکی کتک می خوردن؟ بازم می رن طرفش. بازم کتک می خورن.

 

لنگه کفشی که کنار جاده افتاده بعد از یه شب بارونی طولانی یعنی چی؟ یعنی وقتی ما خواب بودیم چه اتفاقی افتاد توی طوفان؟

 

آخرین بار که سوار چرخ و فلک شدم کی بود؟

 

کفشام کجان؟

 

الان کجای دنیا دم صبحه؟

 

این زن بیست و هشت ساله واسه یه اسکناس پنج دلاری سوار اون ون زرشکی شد ، یارو پشت رل موند. زن کارشو کرد. پیاده شد، نرسیده به چاهار راه بعدی. بعدم یه لگد زد به در ون آمریکایی. فحش خواهر مادر داد و رفت با پایپ و کرک کوک و اسکناس پنج دلاری واسه چند دقیقه های شد؟

 

کجای دنیا الان ته شبه؟

 

من با کی به اینجا رسیدم؟

 

پژوی 504 جی ال شیری هزار و نهصد و هفتاد و هفت بابام که تو دوزی چرم زرشکی داشت و من لای دشکای صندلی عقبش یه ورقه امتحان ریاضی با نمره یازده و هفتاد و پنج صدم قایم کرده بودم، تا حالا اوراق شده؟

 

چرا هی خورشید در می یاد و بعد می ره؟

 

من زود تر می رسم یا اونایی که تو اون ماشین قرمزه ن؟

 

اولین بار کی گوله برف درست کردم؟

 

اون پری کوچک غمگین که خیلیا می شناختنش عاقبتش چی شد؟

 

کی شب عید می شه؟

 

من چی شد به اینجا رسیدم؟

 

کی صبح به صبح می یاد چراغای روشن شهر  رو خاموش می کنه؟

 

چرا وقتی که من بچه بودم منو از کولیا ترسوندن؟

 

کی می تونه بره تو رستوران و سفارش گوشت آهو بده؟ بامبی؟

 

اگه نشه چی؟

 

این گداهه با اینهمه پلاستیک و مقوا چی کار می خواد بکنه؟

 

روز چه بویی داره؟

 

من کی به اینجا رسیدم؟

 

کی الان چشم به راهه؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نارنج ... ; ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٤
comment نظرات ()