نارنج

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غروب جمعه.

 

بیستم اردیبهشت.

 

نمی دونم چی داره می شه.

 

سوپ می خورم.

 

هورت.

 

کلاسور جلوم بازه.

 

ادای درس خوندن.

 

روش سوپ می ریزه.

 

هوا سنگینه.

 

دم کردگی دم غروب های بهاری.

 

لئو اونقدر حرفای مزخرف می زنه که نمی دونم چه طوری ساکتش کنم.

 

کی به این گفته الان بیاد بشینه رو همین کاناپه که من روش نشستمو شروع کنه به بلبلی اضافه؟

 

لاخ لاخ پا می شم می رم کاسه سوپ رو می ذارم توی آشپزخونه.

 

دوش می گیرم.

 

تهوع دارم.

 

از ترس.

 

 

 

شنبه بعداز ظهر.

 

بیست و یکم اردیبهشت.

 

هزار بخیه.

 

هزار درد.

 

هزار شاخه گل.

 

هزار فکر.

 

هزار اندوه.

 

هزار هراس.

 

هزار سودا.

 

هزار ابهام.

 

هزار زنجیر.

 

هزار زندان هزار تو.

 

هزار پیچ.

 

هزار بهت.

 

هزار آرزو.

 

 

خوشگلترین جوجه کلاغی که شکل پری های دریایی می مونه و به رنگ یه شکلات تافی پر رنگ و توت فرنگی ریز و سرخ شیرین و خواب آلود ترین آلبالوی دنیا و ابریشمی ترین پارچه صورتی و ریز ترین تمشک ترش دنیا و خوشبوترین خوشه اقاقیای این بهار و شیرین ترین خوشه انگور یاقوتی توی بغل من می یاد.

 

برای اولین بار.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیستم اردیبهشت.

 

یک صبح جا افتاده و سنگین و خانم.

 

من، جا افتاده توی زمان.

 

زمان، جا خوش کرده توی من.

 

من، ساکت.

 

صبح، بی رنگ.

 

صبح، با رنگ.

 

صبح، سبز.

 

صبح، بنفش.

 

صبح، صورتی.

 

صبح، آلبالویی.

 

صبح، فیروزه ای.

 

صبحانه تولد.

 

پونزده سالگی. 

 

انگشتتو می گرفتم توی مشتم؟

 

موهات گیر می کرد لای مشتمو کشیده بشه؟

 

راسته که من از نه ماهگی حرف می زدم؟

 

می خوام یه امروزو باهات بیچ نباشم.

 

تو چه طوری هم رفتی دانشگاه هم منو زاییدی؟

 

اون نمره های درخشان بیخود اونهمه درخشان نبودن.

 

مونگولی تو؟ اون موقع اصلا وقت بچه دار شدن بود؟

 

من به دوستام نمی گم که مامانم یه مامان تین ایجر بوده. آبروی منو تو با هم می ره.

 

چه طور تونستی واقعا؟

 

یو روییند یور لایف.

 

ملکه کارای بی موقع هستی تو مامان.

 

و شاهکارای پاک نشدنی.

 

اونوقت می شینی واسه ما لاکچر می دی نمی دونی چه خنده مون می گیره.

 

من دوست دارم تو رستوران که می شینم آخرای غذا ته یه فنجونی چیزی هر چی گیرم می یاد رو با چیزای دیگه مخلوط کنم. شکر. شیره. فلفل. نمک. کره باودم زمینی. خامه روی صبحونه. مربای توت فرنگی. سس گوجه. خردل. خورده های تست. کمی بیکن له شده با پشت چنگال. سرکه. کمی سیب زمینی. کمی زرده تخم مرغ.  یه کم قهوه. یه کم هم شیر.

 

چقدر بهت بدن اینو می خوری مامان؟

 

مدرسه یه بورسیه داره واسه تابستون. می خوام هر طور شده بگیرمش.

 

من از سوشیال اکتیویست ترین بچه های مدرسه ام.

 

پغغغغ خنده من.

 

 حقمه.

 

اگه من نگیرم کی بگیره؟

 

یادته اون کیک باربی که واسه تولد کلاس دومم گرفتیم؟

 

ایت واز سوووو گی.

 

زود باش. دیرم شده. من نباید برسم سر کار؟

 

نباید من صبحونه تولدم رو بی عجله بخورم؟

 

داری می خوری یا معجون بازی می کنی؟

 

می دونی این بشقاب غذا چند کالری داره؟

 

نه!

 

نمی دونم.

 

مانکن شوی مد مدرسه برای پول جمع کردن برای گرسنگان بیافرایی.

 

امروز واسه فشن شو می مونم اضافه مدرسه. می دونی چقدر زحمت کشیدیم تا اپرووال گرفتیم؟

 

می دونی چقدر تا حالا بلیط فروش رفته؟

حقمه.

 

به من بورسیه رو ندن به کی بدن؟

 

 

 

 

 

 

 

ترش ترین تمشک دنیا.

قهوه ای ترین تافی دنیا.

 

 

توی بغل من.

 

 

 

 

 

 

هزار رویا.

هزار ترس.

هزار راه.

هزار پنجره.

هزار چهار راه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نارنج ... ; ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢٠
comment نظرات ()