نارنج

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلتنگی های من هر کدوم یه رنگن. مثل روزای هفته می مونن که واسه من هر کدومشون یه رنگه. مثلا سه شنبه ها آبی هستن. دوشنبه ها زرد لیمویی. چهار شنبه ها قهوه ای شکلاتی. جمعه ها دارن یواش یواش قرمز جیگری می شن، شنبه هام نارنجی. دلتنگیامم هر کدوم یه رنگن. بعضیاشون بنفشن. اینا از همه شون بدترن. بعضی از دلتنگیا رنگ زمردن. یه دلتنگی دارم که نقره ای یه. به دنیا نمی دمش. یه دلتنگی زرد هم دارم.

 

یکیشون آبیه و جنسشم از مخمله.

 

 

 

دلتنگی های من هر کدوم یه مزه  جدا دارن. یکیشون  ترشه. مثل لواشک، آلبالو خشکه، آلوچه سگک یا ذغال اخته. یکیشون مزه برنجک می ده و گندم بوداده. یکیشون مزه دنبه تو آبگوشت می ده. لذیذه و حال به هم زن. کیشون مزه شربت سینه می ده. یکی دیگه شون  گسه. مثل طعم یه آلبالوی سبز نرسیده که توی آخرای اردبیهشت هول می زنیم و می دونیم که کالو گسه، ولی میذاریمش دهنمون. هیچ هم بعدش پشیمون نمی شیم. بعضی از دلتنگیای من تلخن. بعضیا رو که می ذاری رو زبون، لیزن. عق آورن. چندش آورن. ولی مجبوری. فرو می دیشون پایین. مثل بهدونه ته استکان پر از آب جوش موقع سیاه سرفه. یکیشون مزه مکیدن یه انگشت چرک رو می ده. بعضی دلتنگیام مزه نون پنجره ای می دن. روشونم پر از خاک قنده. می پره تو گلوی آدم و از بس سرفه می کنی از چشمات اشک می یاد.

 

 

 

بوی هر دلتنگی هم با اون یکی فرق می کنه. یکی بوی نفتالین می ده. یکی بوی بادوم تلخ می ده. یکی از دلتنگیای من بوی پا می ده یا باقالی پلو. یکیشون بوی نم می ده. یکیشون بوی آب طالبی می ده. یکیشون بوی برف می ده. یکیشون بوی ویکس و آنفولانزا می ده. یکیشون بوی روزنامه مونده زرد شده می ده. یکیشون بوی کیف خانم پیرای مسجدی رو می ده که مخلوطیه از بوی نقل و گلاب و توت خشکه.

 

 

 

به یکی از دلتنگیام که دست می زنم مثل ابریشم نرمه. یکیشون از جنس کرباسه. به یکی دیگشون با احتیاط دست می زنم مبادا که خراب بشه. آخه می گن که از اون پارچه قیمتیاست. از اونا که 96 سال پیش یه خانم پیر نازنین محترمی از مکه یا کربلا سوغاتی آورده همیشه هم می مونه تو چمدون. یکیشون از جنس جاجیمه. با این راحتم. باهاش زمینم بخورم عیب نداره. سوراخم بشه عیب نداره. اصلا کهنه بشو و سوراخ بشو نیستش. یکیشون از جنس زرورقه.  دست که بهش می زنم کولی بازی در می یاره و جیغش می ره به آسمون.

 

 

صدای بعضی از دلتنگیا کلفته. صدای بعضیاشون نازکه.  مثل دختری که تو روز خواستگاری ازش سوال می کنن. خدا می دونه که جیغاشو گذاشته واسه کی.

 

 

 

 

 

 

مال خودمن.

همینجا می مونن.  

همشون.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نارنج ... ; ٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱٠
comment نظرات ()