نارنج

 

 

 

 

 

من قهرم با تو با خودم با بارون با کوه با آسمون با خورشید با بچه ها با خوراکی خریدن با نگاه کردن به آدما با اون تی شرت سرخابی با قسمت پشت موهام با آلبالو پلو با بوی هندونه تازه و شیرین با دریاچه ای که اون بالاست و ما( من و تو ) دوستش داشتیم با رانندگی با کلاس رقص این دختر با کاتاهای محکم این پسر با نقاشیای قاب نشده این دختر با نمره صد توی ریاضی هر دوشون با درست کردن یخ در بهشت توت فرنگی و تمشک با لیس زدن بستنی یخی پرتقالی با ماتیک با عشق بازی کنار اون رود خونه با عطرم با انگشتر مرواریدم با دمپایی انگشتیای خودم و این دختر و اون پسر با رفتن تو با اومدن خودم با سبد لباس چرکا با سبد لباس تمیزا با لیوانای تابستونی که روشون عکس قایقای قرمز و سبز دارن با گل سر قرمزم با موسیقی با همکارام با اونایی که صبح موقع رفتن به سر کار می بینمشون تو قطار و بعضیاشونم عصر موقع بر گشتن می بینم با شیروونی با اقیانوس( از همه بیشتر) با بوی اقیانوس با چشم انداز اقیانوس با پیتزا با بوته های توتای سیاه رسیده که وسوسه می شم مدام برای کندن و خوردنشون با همه سربالایی ها با سرپایینی ها هم با شلوار جین با لبخند با بغض با اخم با دستام با بالشم با بوی علف و چمن  با تنه درختا با ملافه آبی رنگ با کارت بانک با خودکار سبزم  با گلای ساعتی.

 

 

حتی با بوسه.

حتی با بوسه.

حتی با بوسه.

 

 

 

 

 

+ نارنج ... ; ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۱٥
comment نظرات ()